چت روم
کلمات کليدي


درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام.به وبسایت خودتون خوش اومدین.بنده سبحان بدیعی هنرجوی سال دوم رشته کامپیوتر هستم و در هنرستان حرفه ای ((عسگری))استان آذربایجان غربی در حال تحصیل ام و همواره سعی میکنم که این سایت رو به آخرین مطالب علمی دنیا آپدیت کنم و بیشتر مطالب در علوم سخت افزاری و نرم افزاری کامپیوتر متمرکز بشه.ممنونم واسه حمایت های تمام عزیزان از جمله دبیران هنرستان، هم کلاسی ها و شما وبگردان محترم. Hey. Welcome to your website. Servant Sobhan badie second-year student in the School of Computer Science and am a professional ((Askari)) West Azarbaijan studying and I always try to update this website with the latest scientific world. and most of the content was focused on hardware and software. thank you for all the support for my loved ones, including school teachers, classmates and respected your browser.
ايميل : ss.badie@yahoo.com



  • تاريخ ارسال : پنج‌شنبه 28 دی 1391, 23:07
  • دسته بندي : [Post_Cat_Title]
  • نويسنده : kavosh91

یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاد و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز برای فروش دارند در ایالت کالیفرنیا رفت.

مدیر فروشگاه به او گفت: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کنی و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم.

در پایان اولین روزکاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چقدر فروش داشته است؟

پسر پاسخ داد که یک فروش.

مدیر با تعجب گفت: تنها یک فروش؟

بی تجربه ترین متقاضیان کار در اینجا حداقل 10 تا 20 فروش در روز را در کارنامه عملکرد خود دارند.

حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است؟

پسر گفت: 5/134999 دلار.

مدیر تقریبا فریاد کشید: 5/134999 دلار؟

مگه چی فروختی؟

پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری4 بلبرینگه.

بعد پرسیدم کجا می روید ماهیگیری؟ گفت: خلیج پشتی.

من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم.

بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟

گفت: هوندا سیویک. پس من هم یک بلیزیر 4WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید.

مدیر با تعجب پرسید: او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزیر فروختی؟

پسر به آرامی گفت:

نه، او فقط آمده بود سوال کند می تواند از کرم های باغچه اش به عنوان طعمه برای ماهیگیری استفاده کند...


تبليغات

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید